
پرتره کاردینال فرناندو نینیو د گوئوارا اثر ال گرکو را میخوانیم؛ از عینک گرد او و جایگاه اثر در تاریخ عینک و هنر پرتره!

مردی با ردایی سرخ و مجلل روی صندلی نشسته است. نگاه مستقیم و جدی او به بیننده دوخته شده و عینکی گرد با فریم تیره، چهرهاش را از بسیاری از پرترههای رسمی همدورهاش متمایز میکند. در پسزمینه، دیواری با نقشونگارهای طلایی دیده میشود و نور، با تأکید بر چهره و لباسهای مرد، بر جایگاه برجستهی او تأکید میکند.
این تصویر، یکی از شناختهشدهترین پرترههای ال گرکو، نقاش یونانیتبار دورهی رنسانس و مانیریسم است. اثری که در آن، عینک فقط وسیلهای برای اصلاح بینایی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین عناصر بصری چهره تبدیل شده و در شکلگیری برداشت ما از شخصیت صاحب پرتره نقش دارد. اما مردی که در این نقاشی به تصویر کشیده شده چه کسی است؟ چرا عینک او تا این اندازه در تصویر برجسته است؟ و این پرتره چه اطلاعاتی دربارهی جایگاه عینک در اروپا در آغاز قرن هفدهم در اختیار ما قرار میدهد؟
در این مقاله از مجموعهی «هنر و تاریخ عینک» ستیا، به سراغ پرترهی کاردینال فرناندو نینیو د گوئوارا میرویم؛ اثری که پیوند میان عینک، قدرت، هویت و هنر را به شکلی تماشایی نشان میدهد.
این مشخصات بر اساس اطلاعات موزهی متروپولیتن تنظیم شدهاند. نکتهی مهم آن است که این موزه هویت شخصیت را با عبارت «احتمالاً فرناندو نینیو د گوئوارا» ثبت میکند؛ بنابراین، هرچند این شناسایی بسیار رایج است، بهتر است آن را با همین احتیاط تاریخی بیان کنیم.
ال گرکو در حدود سال ۱۵۴۱ میلادی در جزیرهی کرت، که در آن زمان بخشی از قلمرو جمهوری ونیز بود، متولد شد. نام اصلی او دومنیکوس تئوتوکوپولوس بود. او پس از گذراندن بخشی از زندگی هنری خود در ایتالیا، به اسپانیا رفت و سرانجام در شهر تولدو ساکن شد؛ شهری که به مرکز اصلی فعالیت حرفهای او تبدیل شد.
ال گرکو بهخاطر سبک منحصربهفرد خود شناخته میشود؛ سبکی که در آن رنگهای قوی، فرمهای کشیده، تضادهای بصری و حالتهای غیرمعمول چهره و بدن، نقش مهمی دارند. آثار او را معمولاً در پیوند با مانیریسم بررسی میکنند؛ جریانی هنری که پس از اوج رنسانس شکل گرفت و در بسیاری از آثارش، از تناسبات و شیوههای کلاسیک فاصله گرفت.
در پرترههای ال گرکو، نمایش لباس و جایگاه اجتماعی افراد اهمیت دارد، اما تصویر به ثبت ظاهر محدود نمیشود. نحوهی نشستن، حالت دستها، جهت نگاه و انتخاب رنگها همگی در ساختن تصویری متمایز از شخصیت نقش دارند. پرترهی کاردینال نیز نمونهای روشن از این رویکرد است. ردای سرخ، صندلی باشکوه و نگاه مستقیم شخصیت، جایگاه او را نشان میدهند؛ درحالیکه عینک برجسته و حالت دستها، توجه بیننده را به جزئیاتی فراتر از لباس و مقام اجتماعی جلب میکنند.
فرناندو نینیو د گوئوارا، که معمولاً بهعنوان شخصیت این پرتره شناخته میشود، از چهرههای بانفوذ کلیسای کاتولیک در اسپانیای اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم بود. او در سال ۱۵۹۶ به مقام کاردینالی رسید و در سال ۱۵۹۹ بهعنوان بازرس کل تفتیش عقاید اسپانیا منصوب شد. در سال ۱۶۰۱ نیز به مقام اسقف اعظم سویل رسید و تا زمان مرگش در سال ۱۶۰۹ این سمت را بر عهده داشت.
تفتیش عقاید نهادی مذهبی و قضایی بود که در تاریخ اسپانیا با نظارت بر باورها و رفتارهای دینی و پیگرد افرادی که از دید این نهاد از آموزههای رسمی فاصله داشتند، شناخته میشود. از همین رو، پرترهی این کاردینال در طول زمان با بحثهایی دربارهی کلیسا، قدرت سیاسی و تاریخ تفتیش عقاید نیز پیوند خورده است.
بر اساس اطلاعات موزهی متروپولیتن، گوئوارا در فوریه و مارس سال ۱۶۰۰ در تولدو حضور داشت و در سالهای ۱۶۰۱ و ۱۶۰۴ نیز به این شهر سفر کرد. از آنجا که ال گرکو در آن دوره در تولدو زندگی میکرد، احتمال داده میشود که پرتره در یکی از همین دیدارها خلق شده باشد. بااینحال، لازم است میان اطلاعات تاریخی مربوط به زندگی گوئوارا و برداشتهایی که از حالت چهرهی او در نقاشی شکل گرفتهاند، تفاوت قائل شویم. یک پرتره میتواند احساس اقتدار، جدیت یا حتی اضطراب ایجاد کند، اما این برداشتهای بصری بهتنهایی برای قضاوت قطعی دربارهی شخصیت واقعی فرد کافی نیستند.
در نگاه نخست، ردای سرخ و کلاه همرنگ کاردینال توجه ما را جلب میکنند. اما پس از چند لحظه، چشمها به سمت عینک گرد و تیرهی او میروند؛ عینکی که به یکی از متمایزترین ویژگیهای این پرتره تبدیل شده است. عینک در این تصویر از نظر بصری اهمیت زیادی دارد. فریم تیرهی آن در تضاد با رنگ پوست قرار گرفته و اطراف چشمها را مشخصتر میکند. در نتیجه، نگاه شخصیت برجستگی بیشتری پیدا میکند و ارتباط بصری او با بیننده تقویت میشود.
در بررسیهای مربوط به این اثر نیز عینک یکی از عناصر مهم در شکلگیری برداشت از شخصیت دانسته شده است. به بیان دیگر، ال گرکو فقط چهرهی مردی عینکی را ثبت نکرده؛ او عینک را به بخشی مؤثر از ساختار بصری پرتره تبدیل کرده است. البته این موضوع به این معنا نیست که عینک حتماً حامل یک پیام نمادین مشخص بوده است. برای چنین نتیجهای باید شواهد تاریخی مستقلی در اختیار داشته باشیم. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت، این است که عینک در این نقاشی نقشی برجسته در نمایش چهره و جلب توجه بیننده دارد.
برای درک اهمیت این جزئیات، باید به تاریخ عینک بازگردیم. عینک قرنها پیش از خلق این پرتره در اروپا شناخته شده بود. استفاده از عدسیهای محدب برای کمک به دید نزدیک، از اواخر قرون وسطی رواج پیدا کرده بود و در قرن شانزدهم و آغاز قرن هفدهم، عینک دیگر وسیلهای کاملاً تازه به شمار نمیرفت.
بااینحال، عینکهای آن دوره از نظر طراحی، مواد سازنده و شیوهی قرار گرفتن روی صورت با عینکهای امروزی تفاوت داشتند. فریمها معمولاً سادهتر بودند و مدلهای مختلف برای ثابت ماندن روی صورت، بسته به نوع طراحی، به نگه داشتن با دست یا تکیه بر بینی متکی بودند. در تصویر کاردینال، عینک بهصورت مدلی با فریم گرد و تیره دیده میشود. این فرم، علاوه بر کاربرد احتمالی در اصلاح بینایی، به ظاهر رسمی و متمایز شخصیت نیز کمک میکند.
حضور عینک در پرترهی یک مقام بلندپایهی مذهبی نشان میدهد که این وسیله در آن دوره میتوانست بخشی از ظاهر افراد صاحبمنصب نیز باشد. بااینحال، از یک نقاشی بهتنهایی نمیتوان دربارهی میزان رواج عینک در تمام طبقات جامعه نتیجهگیری کرد. این پرتره در کنار سایر اسناد و آثار تاریخی، تصویری ارزشمند از حضور عینک در زندگی و فرهنگ اروپا در آغاز قرن هفدهم به دست میدهد.
وقتی به پرترهی یک مقام مذهبی با عینک نگاه میکنیم، ممکن است عینک را با مطالعه، دانش، تجربه یا خرد مرتبط بدانیم. همچنین ممکن است جدیت چهره و مقام اجتماعی صاحب پرتره باعث شود عینک را بخشی از تصویر اقتدار او تصور کنیم.
اما این برداشتها باید با احتیاط مطرح شوند. در این اثر، عینک در درجهی نخست یک وسیلهی واقعی و بخشی از ظاهر شخصیت است. حضور آن ممکن است به برداشت ما از او شکل بدهد، اما شواهد کافی نداریم که ثابت کنیم ال گرکو عمداً عینک را بهعنوان نماد خرد یا قدرت انتخاب کرده است.
در عوض، میتوان دربارهی اثر بصری آن صحبت کرد: فریم تیره، چشمها را برجسته میکند؛ نگاه مستقیم، توجه بیننده را نگه میدارد؛ و ترکیب این دو عنصر، چهرهای جدی و بهیادماندنی میسازد. این تمایز میان کاربرد واقعی یک شیء و معنایی که ممکن است در ذهن بیننده ایجاد کند، در بررسی عینک در تاریخ هنر اهمیت زیادی دارد. گاهی یک وسیلهی کاربردی بدون آنکه نمادی قطعی باشد، به یکی از عناصر تعیینکنندهی شخصیتپردازی تبدیل میشود.
یکی دیگر از ویژگیهای برجستهی نقاشی، ردای سرخ و پرحجم کاردینال است. رنگ سرخ در این اثر سطح بزرگی از تصویر را در بر میگیرد و در کنار کلاه همرنگ و جزئیات طلایی صندلی، جایگاه رسمی شخصیت را برجسته میکند. لباسهای رسمی روحانیون بلندپایه در آن دوره، علاوه بر کاربرد مذهبی، نشانهای از مقام و موقعیت اجتماعی نیز بودند. بنابراین، پوشش کاردینال بخشی از اطلاعاتی است که نقاش از طریق تصویر به بیننده منتقل میکند.
در مقابل، عینک عنصری کوچکتر اما بسیار متمایز است. اگر لباس، جایگاه اجتماعی شخصیت را نشان میدهد، عینک و حالت چهره به ما کمک میکنند تا به جزئیات فردی او توجه کنیم. این تضاد میان شکوه لباس و تأکید بر چهره، از ویژگیهای مهم پرتره است. ال گرکو با کنار هم قرار دادن این عناصر، تصویری میسازد که هم رسمی و تشریفاتی است و هم از نظر بصری پرتنش و تأثیرگذار به نظر میرسد.
در این پرتره، شخصیت روی صندلی نشسته و دستهایش را روی دستههای آن قرار داده است. یکی از دستها حالتی متفاوت دارد که به ترکیببندی تصویر پویایی میبخشد. این حرکت در کنار نگاه مستقیم و حالت چهره، باعث میشود تصویر صرفاً یک ثبت رسمی و بیحرکت نباشد.
در بخش پایین نقاشی نیز تکهای کاغذ روی کف دیده میشود. امضای هنرمند روی همین کاغذ قرار دارد؛ جزئیاتی که ارتباط میان تصویر و هویت نقاش را در دل صحنه جای داده است.
وجود این عنصر کوچک، نمونهای از دقت در ترکیببندی اثر است. درحالیکه نگاه ما عمدتاً به چهره و ردای سرخ جلب میشود، جزئیات پایین تصویر نیز بخشی از ساختار کلی نقاشی را تشکیل میدهند. در کنار این عناصر، تضاد میان دیوار نقشدار، بخش چوبی تیرهی پسزمینه و لباس روشنتر و پررنگتر کاردینال، به تفکیک بصری شخصیت از محیط کمک میکند.
پرترهی کاردینال فرناندو نینیو د گوئوارا از آثار شناختهشدهی ال گرکو و نمونهای مهم از پرترهنگاری اروپایی در آغاز قرن هفدهم است. در این اثر، چند عنصر در کنار هم قرار گرفتهاند: جایگاه اجتماعی بالای مدل، پوشش رسمی و پرجزئیات، حالت خاص دستها، نگاه مستقیم و عینکی که به یکی از ویژگیهای اصلی چهره تبدیل شده است.
اهمیت نقاشی تنها به نمایش یک مقام مذهبی محدود نمیشود. این اثر نمونهای از توانایی ال گرکو در استفاده از رنگ، فرم و جزئیات برای ساختن تصویری متمایز از یک شخصیت است. همچنین پرتره یادآور آن است که تاریخ عینک را میتوان از مسیر آثار هنری نیز بررسی کرد. نقاشیها در کنار اسناد تاریخی، اطلاعاتی دربارهی شکل عینکها و حضور آنها در زندگی افراد در اختیار ما قرار میدهند.
برای علاقهمندان به عینک، این پرتره فرصتی فراهم میکند تا یک وسیلهی کاربردی را در بستری متفاوت ببینند: نه در ویترین یک فروشگاه یا در توضیحات فنی یک محصول، بلکه در مرکز یکی از پرترههای مهم تاریخ هنر.
پرترهی کاردینال فرناندو نینیو د گوئوارا، اثر ال گرکو، نمونهای برجسته از پیوند میان هنر پرترهنگاری و تاریخ عینک است. ردای سرخ، نگاه مستقیم، حالت دستها و عینک گرد، همگی در ساختن تصویری متمایز از شخصیت نقش دارند. هویت مدل در اطلاعات موزهی متروپولیتن با قید «احتمالاً» ثبت شده است؛ بااینحال، اهمیت هنری اثر و جایگاه آن در تاریخ پرترهنگاری همچنان روشن است.
عینک در این نقاشی صرفاً جزئیاتی حاشیهای نیست. این وسیله در مرکز توجه بصری قرار گرفته و به برجسته شدن چشمها و ماندگاری تصویر در ذهن بیننده کمک میکند. بااینحال، بهتر است آن را بدون شواهد کافی نمادی قطعی از خرد یا قدرت ندانیم.
در مجموعهی «هنر و تاریخ عینک» ستیا، هدف ما بررسی همین جزئیات است؛ جزئیاتی که نشان میدهند عینک، علاوه بر نقش کاربردی خود، در طول تاریخ بخشی از تصویر انسانها، فرهنگ و هنر نیز بوده است.
نظرات کاربران